پنجره ی کلاس ما

کلاس ما، بهترین کلاس دنیا

اصغر و غضنفر قهر کردن غضنفر برای فروختن بزش به شهر می رفته . تو راه با اصغر روبرو می شه .اصغر می گه با اون الاغی که کنارته کجا می ری؟؟؟ می گه اون خر نیست بزه.اصغر می گه با تو نبودم از بزت می پرسیدم.

غضنفر می ره ماهیگیری جایی که ممنوع غلابشو میندازه پلیس میاد می گه چی کار می کنی می گه دارم به کرم شنا یاد می دم.

داییه غضنفر اون مامانشو می بره اپرا غضنفر می پرسه چرا اون مرده با اون چوبی که تو دستشو زنه رو می ترسونه؟؟؟ داییش می گه نمی ترسونه می گه پس چرا زنه داره جیغ می کشه؟؟؟

غضنفر تو دستشویی سیبیلاشو می زده زنش میاد تو می بینه چشاش جلو اینه بسته می گه برا چی این جوری کی کنی مگه دیوونه شدی ؟؟؟ غضنفر می گه نه می خوام ببینم وقتی می خوابم چه جوری می شم.

غضنفر پولاش یه جایی چال می کنه برا تدبیر می نویسه پول غضتفر اینجا نیست. اصغر میاد پولارو بر می داره می نویسه پول های غضنفر را اصغر ندزدیده است.

غضنفر پول نداشته برا خونش خوراکی برای عید بخره تصمیم می گیره در و پنجره رو ببنده پرده رو بکشه نشون بده خونه نیست،رفته مسافرت.دوستش میاد یکم درو می کوبه بعد جیغ می کشه: غضنفر می دونم خونه ای در باز کن.بعد یکم دیگه می گه می دونم خونه ای کفشات اینجاست. غضنفر می گه ممکن نیست دو جفت کفش داشته باشمممممم؟؟؟؟؟

در می زنه بچه می ره در باز می کنه طرف می گه مامانت خونست؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می گه مامانم می گه نه.

 

 

 

ان شا ا... خوشتون میاد.

دوستون دارم.

 



[ پنجشنبه 7 شهریور 1392 ] [ 03:55 ب.ظ ] [ پگاه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic