پنجره ی کلاس ما

کلاس ما، بهترین کلاس دنیا

حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو
موی ژلی،ابرو کوتاه،زبون دراز،واه واه واه
نه سیما جون،نه رعنا جون
             ...
نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود
تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب!
باباش می گفت:حسنی می ری به سربازی؟
نه نمی رم،نه نمی رم
به دخترا دل می بازی؟!
نه نمی دم،نه نمی دم
گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها
گلیه چرا ویبره می ری؟
دارم می رم به سلمونی
که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیا نقطه چین
یه کمی به من سواری می دی؟!
نه که نمی دم
چرا نمی دی؟ :(




[ پنجشنبه 7 شهریور 1392 ] [ 12:57 ب.ظ ] [ ریحانه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات